تولـــــــــدت مبارک عزیزم :)
قرار بود تبریکم مجازی نباشه
اما نشد!
قرار بود یه کیک دونفری بخرم
اما نشد!
قرار بود امروز بریم سیوسه پل
اما نشد!
قرار بود یه شاخه رز سرخ بیارم
اما نشد!
قرار بود،
قرار بود مرد گریه نکند
اما ... !
اما مهم نیست
ولی بزار با اون دستی که تو نقاشیه و همچنین پیش خودت جاش گذاشتم،
اینبار به جای آتیش زدن چیزای بی ارزش،
روشن کنم شمعی رو که ایندفه روشنایی عدد 18 رو به چشمان زیبات هدیه میکنه
آماده ای
حالا فوت کن
فوت کن تمام خاطرات تلخ و زردی رو که گذشت
و به جاشون ترانه ی محبـــــت رو سَـر بده
به جمع +18 ها خوش آمدی
فقط یه چیزی:
منم یه تیکه کوچیک از خامه ی تولدت رو میخام ... نخ نخ شد تمام تار و پود قرارها... ...
وای که روزهای خوب فراموش نشدنی هستند... حتی اگر هنوز نرسیده باشند...
یه زنگ بزن اما اینبار حرف من بعد از درود، فقط تبریک تولدته
همین
اینم از پنجاهمین مطلب وبمون
نظرات شما عزیزان:
سلام فرناز خانوم،تولد مبارک خانومی خیلی واسم جالب بود ک متولد یه روز بودیم
امیدوارم موفق باشید
پاسخ:slm...bara manam hamintur.....mochaker!!!:D
پاسخ: این باشیدی که گفتی بدجوری به دلم نشست...

حسین: دوست گفتنت یکم ... بگذریم ... اولین بار بود که جرات کشیدن یه "دست" رو پیدا کردم... آخه این دست تبرک شده ی دستای تو شده بود و با گذشته فرق کرده بود
[Web] -
farnaz
17 آذر 1393 21:16
mersi hoseinam...
khudarashukr bedonia omadam ta hadeaghal ba y mard ham ashna bsham....
rasti az ashnaiit kheili khushhalammmm
حسین: تو اینا رو میگی ... منه حیرون باید چی بگم... ولی بزار تمام نگفته هایی که نمیشه گفت ولی مونده تو دلم رو به نگاهم تو عکسا و یا احساسی نزدیکی که بینمونه، بسپارم تا خودشون به دل خوش قلبت برسونن...