بی نام ... بی حال ... بی... ... هیییی!
من نبودم!!؟ ... خوب اگه من نبودم... خیلی خوب میشد ...
تو اذیت نمیشدی و خیلی چیزارو از دست نمیدادی ...
خدا هم برا من بدقول نمیشد ... چون دیگه من، نبودم ...
ول کن ...
دلم خالیه ...
خالی عین یه اتاق، که تو یه خونه ی سوت و کور، که موقع فروش تموم وسایلاشو جمع کردن
خالی عین یه نی، که درونپیکر خشکشو با سیخ خالی کردن، واسه فوت کردن و صدای سوزنـــاک در آوردن
خالی عین یه قایق، که رفت ماهیگیری ولی حتی پارو های برگشتنشم گم کرد، چه برسه به گرفتن ماهی از زاینده رود
خالی عین یه لامپ، که توش هم نور هست و هم گرما ولی نور داغش فقط میتونه پوست شیشه ایه خودشو بسوزونه و بسوزونه
خالی عین یه بشقاب، که جز چنگـــــال آدمای کم تحمل، چیز دیگه ای پوستشو نوازش نمیکنه
نظرات شما عزیزان:
پاسخ: وب شما هم زیباست

من مات شدم و تو...
شبیه پادشاهانی که ازین گونه فتح ها زیاد دیده است....