بهار رویاهایمان

دلنوشته های دو تنها

چندی از جدایی از زبان فرناز...

 

جداییمان هیچ یک از تشریفات آشناییمان را نداشت....فقط تو رفتی و من سعی کردم سنگدل باشم..

درد دارد ..وقتی با نسیمی برود..کسی که به خاطرش به طوفان زده ای!

 

من زبان برگهارا میدانم:مثلا خش خش یعنی امان از جدایی..پیش از جدایی از درخت هیچ برگی خش خش نمیکند!!


[ چهارشنبه 21 آبان 1393 ] [ 19:33 ] [ bahareroyaha ] [ ارسال نظر(0) ]