بهار رویاهایمان

دلنوشته های دو تنها

خورشید شب ها

آدمیزاده دیگه،

گاهی نمیخات تموم ثروتشو که تو این دنیا ذره ذره جمع کرده، برداره و قاب کنه و تبدیلشون کنه به خاطره ...

مخصوصا خاطره ای که برا یاد آوریش نیازه تو دل شب، سرتو با افتخار سمت آسمون بگیریو یک دل سیر نگاهشون کنی ...

مگه چن روز یا چن لحظه ی دیگه ممکنه زنده باشم ... والااااااااااااا


[ پنج‌شنبه 15 آبان 1393 ] [ 13:17 ] [ bahareroyaha ] [ ارسال نظر(2) ]