بهار رویاهایمان

دلنوشته های دو تنها

گمونم دوست داشتن تا حدی، این باشه.................................به قول تو:...تمام! :)

بگذریم ازتمام حرفها،،،

من از تحمیل کردن بیزارم و به حرفی گیر نمیدم و حرف اصلی من اینه که :

اونوقتی که دلت پیش کسی گیر کنه

آخ آخ... خنده ...

تازه زمانیه که میفهمی زندگیت،

شکله همون کس شده

شکله خواسته هاش

شکل ...

و اینجاست که دیگه آدم قبلی نیستیو همه چیزت تغییر کرده،

 

اصلا شدی اون!

 

و دیگه خودت مهم نیستی

خودمو میگم

از شما توقعی ندارم


[ جمعه 02 آبان 1393 ] [ 21:44 ] [ hosen ] [ ارسال نظر(1) ]