بهار رویاهایمان

دلنوشته های دو تنها

قصر کاه گِلی

اونایی که جنس دلشونو از کاه و گِــل ساختن،

اونم برا اینکه صفای بیشتری به باغ دنیا ببخشن باید بدونن که

حالشونو آدمایی نمتونن درک کنن که

همیشه آسمونو گریون میخوان...

درسته... بارون بد نیست

ولی کلبه های کاه گِلی همیشه زود تر از خونه های سنگی خیس میخوره

و یه دفــه، میـریـزه...

البته اینو هم باید بگم که

درسته کاه سبکه

درسته خاک نرمه

درسته آب رَوونِ رَوونه

درسته جنس این قصر از کاه و گِل و آبه... ولی فقط کافیه،

یکم حرارت ماه بهش بتابه، تا محکم محکم محکم بشه،

و بد نیست بگم، حقیقتش خودم یکم ترس هم دارم

هه هه... ترس من هم از اون دخترکِ تشنه ی بازیگوشیه که

تا به کوزه آب میرسه اونو تا ته سَر میکشه

و کاه رو هم آتیش میزنه تا کمی گرمش بشه

بعدشم خسته که میشه،

روی اون خاک نرم، آرووووم خوابش میبره

هه... حالا که فکرش میکنم

اشکالی نداره

بهتره بزارم راحت، تو این سکوت، تو این هوای بارونی خوابای خوب ببیـنه ...

 


[ شنبه 20 دی 1393 ] [ 23:35 ] [ bahareroyaha ] [ ارسال نظر(0) ]