بهار رویاهایمان

دلنوشته های دو تنها

دنیا بهونتو داره، کجایــی؟ ...

" عشق من کجایی؟ بیا چشمامو ببند "

تو آسمون چشمام، ابری ز بارون نمیاد

باد که شده یه آرزو، حتی نسیمم نمیاد

دنیا بهونتو داره، بیصداییش بند نمیاد

ناودون خونه قهره وو، دیگه صداش در نمیاد

ماهی حوز آبیمون، خشکی به لبهاش نمیاد

برگ درختا زِندنــو، زردی به چهرش نمیاد

آینه میگه تو رو دیده، دنیا به چشمش نمیاد

خودم یه روز صدات زدم، حرفی به لبهام نمیاد

چشام هنوز منتظرن، خوابی به چشمام نمیاد

کوچه ی ما سوتو کوره، یه رهگذر هم نمیاد

در خونه زنگش کــَره، کودک شیطون نمیاد

بدون تو حتی تو خواب، دنیا باهام راه نمیاد

چراغ تنهاییم بودی، نوری به خونم نمیاد

تموم فکرم تو بودی، روحی به جونم نمیاد

گرمای خون من تویی، سردی به رگهام نمیاد

دلم فقط تو رو میخاد، کسی به قلبم نمیاد

(یه اسم بزار اون اولاش، اسمی به ذهنم نمیادچشمکخنده)

خوابی به چشمام نمیاد تا چار صبح بیدارم

حسینمو سه ماهیه دیوونه ی برق چشای یارمزبان درازی

4:00 - 25 دیماه نودوسه


[ پنج‌شنبه 25 دی 1393 ] [ 04:12 ] [ bahareroyaha ] [ ارسال نظر(0) ]