تولـــــــــدت مبارک عزیزم :)
قرار بود تبریکم مجازی نباشه
اما نشد!
قرار بود یه کیک دونفری بخرم
اما نشد!
قرار بود امروز بریم سیوسه پل
اما نشد!
قرار بود یه شاخه رز سرخ بیارم
اما نشد!
قرار بود،
قرار بود مرد گریه نکند
اما ... !
اما مهم نیست
ولی بزار با اون دستی که تو نقاشیه و همچنین پیش خودت جاش گذاشتم،
اینبار به جای آتیش زدن چیزای بی ارزش،
روشن کنم شمعی رو که ایندفه روشنایی عدد 18 رو به چشمان زیبات هدیه میکنه
آماده ای
حالا فوت کن
فوت کن تمام خاطرات تلخ و زردی رو که گذشت
و به جاشون ترانه ی محبـــــت رو سَـر بده
به جمع +18 ها خوش آمدی
فقط یه چیزی:
منم یه تیکه کوچیک از خامه ی تولدت رو میخام ... نخ نخ شد تمام تار و پود قرارها... ...
وای که روزهای خوب فراموش نشدنی هستند... حتی اگر هنوز نرسیده باشند...
یه زنگ بزن اما اینبار حرف من بعد از درود، فقط تبریک تولدته
همین
اینم از پنجاهمین مطلب وبمون
